شطرنج !

پدرم از بعدازظهر به بعد با کسي صحبت نکرده. صم بکم نشسته و به قول عمه خانم به افق‌هاي دور خيره شده است. مادربزرگ مي‌گويد: فکر کرده با رفتارش مي‌تواند مرا به برگزاري مجدد مسابقه شطرنج راضي کند. زهي خيال باطل‌! مادرم گفت: شما که بالاخره هرطور شده برنده مي‌شويد يک بار ديگر بازي کنيد. مادربزرگ گفت: نخير، امکان ندارد. آدم بايد به قانون عمل کند. وقتي کيش و مات شده است که من نمي‌توانم بگويم نشده. پسرخاله‌ام گفت: بنده‌خدا واقعا هم مات شده‌ها. فقط مانده‌ام قبل از اينکه بروم چرت بزنم همه مهره‌هاي شما غير از شاه و وزير و دو، سه پياده خورده بود. چطور شد وقتي برگشتم اوضاع عوض شده بود؟ مادربزرگ گفت: اين ديگر برمي‌گردد به عرضه بازيگر، من بلدم از مهره‌هام بازي بگيرم. برادرم گفت: درست است، مادرجان حتي از مهره‌هاي سوخته هم حسابي کار مي‌کشد. مادرم گفت: حالا چه کار کرديد که ايشان اين‌طور بهتش زده؟ و رو به پدرم گفت: شما هم چيزي بگو آخر. بلايي سرت آمده؟ مادربزرگ گفت: سکوت او هم مثل سکوت آن اوايل رفسنجاني است. محمد يزدي راست گفته که اين فقط سکوت نيست بلکه نوعي حمايت و طرفداري از جبهه مخالف است. برادرم گفت: مگر در اين خانه جبهه مخالف داريم؟ مادربزرگ گفت: بله که داريم. همه شما در اين خانه جبهه مخالفيد و بنده جبهه موافق. همسرم گفت: يعني اعتراف مي‌کنيد در اقليت هستيد؟ مادربزرگ گفت: نخير. بنده کلي هواخواه دارم در اين خانه. مرحوم آقابزرگ، مرحوم دايي جان، مرحوم... پدرم ناگهان به فرياد درآمد: همين ديگر، هرچه مهره‌هاش را مي‌زنم باز مي‌بينم اسب و فيل و رخ و همه مهره‌هاي محرومش باز توي صفحه‌اند. مادربزرگ گفت: بله که هستند. فکر کردي مهره‌هاي من هم مثل مهره‌هاي شما زود از صحنه خارج مي‌شوند؟ از در بيرونشان کني از پنجره مي‌آيند تو. پدر گفت: حالا چرا هرکار دلشان مي‌خواهند مي‌کنند؟ فيل افقي و عمودي مي‌رود و اسب چهارنعل در هر خانه‌اي دلش مي‌خواهد مي‌نشيند. مادربزرگ گفت: چون در اينجا آزادي فراتر از مطلق وجود دارد. [...] خدا رحمتم کند. اگر صاعقه هم به من زد بدانيد مادربزرگ گفت: در اين صاعقه دست داشته.

شهرام شهيدي-اعتمادملی 974

نگاهي به روز تاريخي 30 تير 1331- سي تير يک تير و دو نشان

محمد صادقي

دکتر محمد مصدق در تاريخ 19 خرداد 1331 و در ديوان دادگستري بين المللي که براي رسيدگي به شکايت دولت انگليس تشکيل جلسه داده بود، به نقد سياست هاي استعماري انگلستان و ستمي که از سوي دولت انگلستان بر ملت ايران وارد شده بود پرداخت و در دفاع از حقوق ملت ايران و با بهره گيري از تريبوني که توجه بسياري از مردم جهان را به خود جلب کرده بود، سخنان تاريخي خويش را (به زبان فرانسوي) بيان کرد؛ سخناني که از نظر سياسي و تبليغاتي تاثير فراواني در پي داشت؛ «...اينک که ملت ايران به علت العلل بدبختي هاي خود پي برده، مصمم است که مايه فساد را براي هميشه ريشه کن کند و با تجربه تلخي که در گذشته از دخالت بيگانگان در امور کشور حاصل کرده، جداً، با هرگونه دخالت غير، در امور خود مخالف است و به همين جهت در مقابل تهديدهاي دولت انگليس ايستادگي به خرج خواهد داد و از اقدامات انگلستان که صورت محاصره اقتصادي و توطئه عليه دولت و تبليغات سوء به خود گرفته، ترديدي به خود راه نخواهد داد. دولت انگليس با مراجعه به ديوان دادگستري بين المللي خواسته است خود را در اختلاف ايران و شرکت نفت، قرباني شده قلمداد کند. طي مدت 30 سال، بر اثر نفوذي که دولت انگليس بر دولت هاي وقت ايران داشت، کشور ايران را در حالت فساد و خرابي نگاه داشت، ولي پس از ملي شدن صنعت نفت به تمام اين اوضاع خاتمه داده شده است. دولت انگليس، شرکت نفت را به صورت دولتي در داخل قلمرو و دولت ايران درآورده بود. شرکت نفت نه تنها در داخل حوزه عملياتش، بلکه در سراسر ايران سرويس جاسوسي ترتيب داده بود. انگليسي ها با بيچاره کردن مردم ايران کوشيده اند جيب خود را پر کنند...»1
ادامه نوشته

گوگل از وصيت کاربران نگهداري مي کند

گوگل کاربران را دعوت کرد خواسته هاي آخر عمر خود را در سرويس مديريت سوابق پزشکي آنلاين اين شرکت ذخيره کنند.

سرويس Google Health فرم دستورالعمل پيشرفته يي را فراهم کرده که مردم در آن مي توانند مشخص کنند مايلند پزشکان در صورت بيماري شديد يا مصدوميت آنها چه اقدامي انجام دهند. به گفته مسوولان اين سرويس، اين دستور العمل پيشرفته امکان مي دهد خانواده و پزشکان افرادي که به علت بيماري قادر به حرف زدن نيستند از خواسته هاي پايان عمر آنها مطلع شوند. سرويس Google Health به تازگي ويژگي اضافه کرده که به کاربران امکان مي دهد سوابق پزشکي اسکن شده خود را به پرو فايل خود براي نگهداري يا اشتراک گذاشتن با افراد منتخب اضافه کنند.

سرويس رايگان Google Health که در ماه مه سال 2008 راه اندازي شد کاربران را قادر مي سازد نسخه هاي الکترونيکي از اطلاعاتي مانند نسخه هاي تجويز شده، نتايج آزمايش، سوابق بستري شدن و وضعيت پزشکي خود را در رايانه هاي گوگل ذخيره کنند. اين سرويس با سرويس HealtVault مايکروسافت رقابت مي کند.

اعتماد -2005

نگاهي متفاوت به آخرين انتخابات رياست جمهوري ايران

دکتر فریدون کی مرام*استاد دانشکده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف

 

حدود يک ماه از آخرين انتخابات ده ريشتري 2 رياست جمهوري ايران و اعلام نتايج آن که تبديل به بحراني (سياسي، اجتماعي و ارتباطي) شده است، مي گذرد. در اين مقاله نمي خواهيم به عوامل ريشه يي اين بحران که به زعم عده يي تاريخچه يي به قدمت انقلاب و جمهوري اسلامي دارد، بپردازيم. در رابطه با پيشينه مستقيم آن هم به اين حداقل (که از طرف صاحب نظران3 عنوان شده است) اکتفا مي کنيم که در تاکتيک هاي تهاجمي، همه جانبه و مستقيم کانديداها در مناظره هاي زنده تلويزيوني با به نقد کشيدن ديگر رقيبان و حتي حمايتگران آنها که همگي از مسوولان و مديران ارشد گذشته و حال کشور بوده اند، سابقه نظام به نحو غيرقابل دفاعي به چالش کشيده شد و سوالات بدون پاسخ فراواني را در ذهن چند ده ميليون ايراني عمدتاً جوان و نوجوان ايجاد کرد. در ادامه آن فضاي ترديد هم، نحوه اعلام و خود نتايج انتخابات و اتفاقات، بيانيه ها و اظهار نظرهاي متعارض و متناقض بعد از آن همگي به تبديل شکاف به وجود آمده به گسلي عميق کمک کردند- نه تنها بين بازيگران و گروه هاي مختلف صحنه سياست در جمهوري اسلامي ايران، بلکه بين ملت و دولت. مطالعه اين بحران (يعني افت شديد اعتماد ملي)، و بررسي راهکارهاي برگرداندن حس اعتماد به عده قابل توجهي از مردم در چارچوب قانون و با منطق و استدلال از طريق صدا و سيما و ساير رسانه ها4 موضوع مورد بحث اين مقاله است.اکثر مطالب منتشرشده در اين رابطه تاکنون عموماً از منظر سياسي، ارزشي- اخلاقي و عمدتاً قضاوت گرايانه بوده است. در اين مقاله سعي شده با رويکردي متفاوت از منظر «مديريت بحران» حتي الامکان بي طرفانه، غيرقضاوتي و از نظر اخلاقي خنثي به اين مساله که تا به حال باعث خسارات جاني، حيثيتي و مالي بسياري در کشور شده است، بپردازيم. در اين رويکرد، اين مساله که آيا في الواقع تخلف انتخاباتي انجام شده يا نشده است در درجه دوم اهميت قرار دارد، و نکته اصلي که مسوولان مملکتي و به ويژه مديران ارتباطات کلان بايد با جديت دنبال کنند اين است که چگونه مي توان با شفاف سازي به تصور تخلف يا احياناً تقلب تعيين کننده در نتيجه انتخابات در اذهان مردم پاسخ گفت و اعتماد زائل شده را به آنان برگرداند.
ادامه نوشته

نداي آغاز -سهراب سپهری

كفش‌هايم كو،
چه كسي بود صدا زد: سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.
مادرم در خواب است.
و منوچهر و پروانه، و شايد همه مردم شهر.
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه‌ها مي‌گذرد
و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي‌روبد.
بوي هجرت مي‌آيد:
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست.

صبح خواهد شد
و به اين كاسه آب
آسمان هجرت خواهد كرد.

بايد امشب بروم.
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم.
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود.
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد.
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت.
من به اندازه يك ابر دلم مي‌گيرد
وقتي از پنجره مي‌بينم حوري
- دختر بالغ همسايه -
پاي كمياب‌‌ترين نارون روي زمين
فقه مي‌خواند.

چيزهايي هم هست، لحظه‌هايي پر اوج
(مثلا" شاعره‌يي را ديدم
آن‌چنان محو تماشاي فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت.
و شبي از شب‌ها
مردي از من پرسيد
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟)

بايد امشب بروم.

بايد امشب چمداني را
كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد، بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند.
يك نفر باز صدا زد: سهراب
كفش‌هايم كو؟

كفش‌هايم كو؟

دامنه بخشش تا كجاست؟ 91مین سال تولد نلسون ماندلا

نلسون ماندلا آن هنگام كه پس از 28 سال اسارت، سلول زندان را ترك گفت با چنين جمله‌اي بود كه به آزادي سلام داد: «مي‌بخشم اما فراموش نمي‌كنم.» ماندلا آن روز زندانبانان خويش را بخشيد تا با دلي عاري از كينه و نفرت پاي در آوردگاه مبارزه گذارد. او آن روز به‌رغم در اختيار داشتن امكان تلافي و انتقام‌جويي، از بخشش مخالفان سخن گفت، بركينه و نفرت موجه خويش از دشمنان غالب شد و گونه‌اي ديگر از مبارزه سياسي را به تصوير كشيد؛ گونه‌اي كه در آن بخشايش همچون فضيلتي دشوار و قابل ستايش، نه به منظور دست كشيدن از مبارزه، بلكه به يقين براي دست شستن از نفرت‌ورزي رخ نمود.ماندلا تمام آن سال‌هايي كه براي آرمان آزادي مبارزه كرد و آزادي خويش را هزينه مبارزه آزاديخواهانه ساخت، فقدان آزادي را در انديشه مخالفين خويش چنان عميق ديد كه در سال‌هاي اسارت كينه از دل زدود و به گاه آزادي دشمنان را بخشيد و دشمن‌ها را از مقابل ديده كنار زد و جايي در گوشه ذهن براي آن اختيار كرد تا با يادآوري گاه‌به‌گاه مرارت‌هاي گذشته، انگيزه مبارزه را همچنان با خويش داشته باشد و مبارزه‌اي عاري از خشونت و در مقابل دشمنان خشونت‌طلب‌خويش به نمايش گذارد.به گاه توصيه به بخشش اما اين پرسش ناخودآگاه به ذهن مي‌آيد كه دامنه بخشش تا كجاست؟

ادامه نوشته

انحصار واردات کالا در دست چه کسانی است؟

...وی در همین حال تصریح می کند که قدرت این جریان آنقدر بود که اجازه این تغییر تعرفه را به وزارت بازرگانی ندهد. البته این همسودی در رفتار تک بخشی و غیر سیستمی مبارزه با فساد نهفته است.از انجائی که جریان بازار در ایران، کاملا ضد مصرف کننده است، کاهش تعرفه به کاهش معنا دار قیمت در بازار منتهی نمی شود و نبود رقابت میان کالای وارداتی و داخلی باعث کاهش تولید و رونق بیشتر کالای وارداتی می شود. مختصرا رد پای جریان انحصار را در واردات چند کالای اساسی که در سالهای گذشته بیشترین کاهش تعرفه را داشته اند دنبال می کنیم.البته جریان انحصار برای افزایش سود خود مجموعه ای از سیاست ها را دنبال می کند و سیاستهای تعرفه ای تنها بخشی از آن است.

خودرو

-بر اساس آمارهای گمرک ایران، ارزش کل خودروهای وارداتی سال گذشته 967 میلیون دلار است که نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن 10 درصد افزایش نشان می دهد.
-مطابق گزارش گمرک دربخش خودرو، 10 واردکننده نزدیک به 45 درصد واردات این کالا را در دست دارند. 

 -45درصد ارزش کل واردات خودرو درسال 87 حدود 15.435 میلیون دلار است. که به این ترتیب 10 وارد کننده فوق هر کدام به طور متوسط 5.43 میلیون دلار از ارزش واردات خودرو را در سال 87 را به خود اختصاص دادند. اگر فرض کنیم این 10 نفر بطور مساوی در واردات خودرو سهم داشته باشند که ندارند -تنها یکی از آنها یک هفتم از کل واردات خودرو را در دست دارد-سهم هر نفر رقمی معادل 5.43 میلیون دلار می شود که اگر این رقم با دلار 1000 تومان تسعیر شود به عدد 43 میلیارد و 500 میلیون تومان می رسیم. در ادامه اگر هر فرد 30 درصد -معادل سود کف بازار-سود ببرد توانسته است طی یک سال 13میلیارد و 50میلیون تومان سود قطعی به جیب بزند.

-چه کاری در این کشور ماهانه بیش از یک میلیارد تومان سود دارد؟

ادامه نوشته

حجيت و معناي فصل‌الخطاب

عليرضا بهشتي - اين روزها بدنبال مناقشات و مجادلات مربوط به نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوري در ايران، مکررا با استفاده از صفت "فصل‌الخطاب" براي متصف کردن اعمال و گفتار مقامات يا نهادهاي بلندپاية نظام مواجه شده ايم. لازم است صرف نظر از هياهوها و مجادله هاي لفظي رايج در سياست روزمره، به معنا و مفهوم و جايگاه اين صفت توجه شود تا با کاربرد ناصحيح اين اصطلاح، به دام مغلطه و سفسطه نغلتيم.‏
منظور از "فصل‌الخطاب" ناميدن کلام اين است که در سلسلة مناقشات و مباحثات در اثبات درستي و نادرستي يک گزاره، استدلال موردنظر ما به برهان يا براهيني آراسته است که به سبب انسجام در منطق دروني، رفع تضادها و مشکلات موجود در استدلال‌هاي پيشين، و . . . نسبت به استدلال‌هاي پيشين برتري دارد و بدين لحاظ پايان بخش منازعات و مباحثات مربوط به موضوع مورد نظر است. ‏
اکنون بايد ديد که منشأ اين حجيت چيست. حجيت فصل‌الخطاب بودن يک کلام مي‌تواند يا ناشي از فحواي کلام باشد و يا ناشي از مصدر کلام. دربارة شق اوّل بايد گفت بديهي است که در مورد کلام بشري، اتصاف کلامي مستدل به براهين قابل قبول به "فصل‌الخطاب" بودن، همواره نسبي است. به اين معنا که استدلال موردنظر را تا ظهور و بروز استدلالي برتر، پايان‌بخش مي‌دانيم. بدين ترتيب، گزارة ب تا زماني "فصل الخطاب" است که بلحاظ منطقي نسبت به گزارة الف برتري دارد. اما همواره اين امکان وجود دارد که گزارة ج از راه برسد و برتري خود را نسبت به گزارة ب به اثبات برساند. در امور بشري، از اين نسبيت گريزي نيست و هراسي هم نبايد باشد چرا که چنانچه تجربة چندهزار سالة حيات جوامع انساني نشان داده، با همين حجيت هاي نسبي است که چرخة زندگي اجتماعي در حرکت باقي مانده. ‏
‏ اما در شق دوّم، مصدر کلام موضوع توجه است. مثلاً مي‌گوئيم آيه يا آياتي از قرآن مجيد، يا حديث يا روايتي منقول از معصوم، "فصل‌الخطاب" فلان مناقشة فقهي يا کلامي بشمار مي‌رود. در اين صورت، احتجاج ما علاوه بر فحواي کلام، به مصدر کلام نيز بازمي‌گردد. يعني چون گوينده يا فرستندة کلام را مصون از خطا مي‌دانيم، کلام صادر شده را نيز مصون از خطا و کامل ‌مي‌دانيم. اين همان عصمت از خطاست که در کنار عصمت از گناه، در وجه مهم بحث عصمت پيامبران در نزد موحدين، پيامبر اکرم(ص) در نزد مسلمانان، و امامان دوازده‌گانه در نزد شيعه است.‏

ادامه نوشته

نگاهي به آسيب پذيري هاي مغز -هدف تازه هکرها

وجود هکرهايي که به کامپيوترها نفوذ مي کنند و از آنها بيگاري مي گيرند، بسيار نگران کننده است، اما هم اکنون دانشمندان درباره اين موضوع نگران هستند که آنها مغز افراد را هک کنند.
پژوهشگران سال هاي گذشته فناوري هاي لازم براي استفاده از فکر براي به کار انداختن کامپيوتر، راه انداختن ويلچر و حتي کار کردن در سايت توييتر را ابداع کردند (بدون آنکه شخص مجبور باشد از دست خود استفاده کند، به همين دليل هم اکنون برخي از دانشمندان مي گويند هنگامي که ابزارهاي عصبي، پيچيده تر و پيشرفته تر مي شوند و از تجهيزات بيسيم براي اين کار استفاده مي کنند، بايد خطر «هک شدن مغز» را بيش از اينها جدي گرفت. «تادايوشي کوهنو» متخصص امنيت کامپيوتر از دانشگاه واشنگتن مي گويد؛ «ابزارها و دستگاه هاي جديد عصبي با سرعت بسيار اعجاب آوري ابداع مي شود و نويدبخش آينده يي درخشان است، اما اگر ما امروزه به موضوع امنيت دستگاه هاي عصبي توجه نکنيم، ممکن است پنج يا 10 سال بعد متوجه اشتباه بزرگ مان بشويم، البته آن موقع ديگر دير است.»
هکرها هميشه سعي مي کنند به کامپيوترهاي شخصي افراد نفوذ کنند. اما اگر آنها انرژي اهريمني خود را روي ابزارهاي عصبي همانند شبيه ساز مغز متمرکز کنند که براي درمان بيماري پارکينسون يا افسردگي به کار مي رود يا روي سيستم هاي الکترودي نصب شده در اندام هاي مصنوعي متمرکز کنند، چه اتفاقي مي افتد؟

ادامه نوشته

حکايت سياستمداران در فيس بوک

يک پايگاه خبري در گزارشي نوشت؛ «اگر شمار طرفداران رهبران جهان در صفحه فيس بوک شخصي آنها ملاک ميزان محبوبيت شان باشد، در اين صورت گوردون براون نخست وزير انگليس از کمترين محبوبيت در بين رهبران برخوردار است و در مقابل اوباما و به تازگي حاکم دوبي از محبوبيت بالايي بهره مند شده اند.»

پايگاه «بيزينس مکتوب» مستقر در امارات در گزارشي با مقايسه هواداران رهبران در فيس بوک نوشت؛ «نخست وزير انگليس فقط 493 هوادار در شبکه فيس بوک خود دارد که از اين نظر، پايين ترين شمار طرفداران را در ميان حاکمان سرشناس جهان به خود اختصاص داده است.»

اين در حالي است که صدام ديکتاتور معدوم عراق تقريباً دو برابر گوردون براون طرفدار دارد و شمار هواداران عمر البشير رهبر سودان و هوگو چاوس رئيس جمهور ونزوئلا نيز در همين حدود است.

با اين حال «شيخ محمد بن راشد آل مکتوم»، حاکم دوبي که به تازگي به فيس بوک پيوسته، بيش از 55 هزار طرفدار پيدا کرده و سيل «تقاضاهاي دوستي» اخيراً وي را وادار کرد پروفايل فيس بوک خود را به يک صفحه عمومي منتقل کرده و در پيامي از هوادارانش تشکر کند. او اکنون در نقش يک ستاره در اين شبکه ظاهر شده است. شمار پايين طرفداران براون در فيس بوک در حالي است که همکاران وي در گروه هشت، ده ها هزار طرفدار بيش از نخست وزير انگليس دارند. در اين ميان اوباما رئيس جمهور امريکا نزديک به 5/6 ميليون طرفدار دارد در حالي که نيکلا سارکوزي رئيس جمهور جنجال آفرين فرانسه داراي بيش از 455 هزار هوادار و سيلويو برلوسکوني نخست وزير ايتاليا نيز داراي 144 هزار هوادار است. براساس اين گزارش سياستمداران به طور فزاينده يي در حال بهره گيري از رسانه هاي اجتماعي براي ارتباط با هواداران و جلوه دادن خود به عنوان افرادي مردمي هستند.

ادامه نوشته