معرفی کتاب ( کله قن - مولف : مهران راد )
کتاب با تقدیم نامه ای به مادرم اغازکه در ان شمه ای از زند گی مادرش را بازگو میکند .در مطلب بعدی -سخنی از خود -از روزوحال امروز خود در کانادا می گوید و مطلب بعد توضیحی دارد در باره عنوان کتاب و لهجه کرمانی .در صفحه 11 باعنوان -بجای مقدمه -توضیح جالبی دارد که برایتان می نویسم :
یک روز در دربار ناصر الدین شاه نایب السلطنه به لهجه ی کرمانی ها خندید . اعتماد السلطنه مینویسد : چند روز قبل رعایای کرمان به عرض امده بودند که سیل دهات ما را خراب کرده تخفیف خواسته بودند . نایب السلطنه در مجلس خنده کرده بود به وضع عرض و لهجه انها . کرمانیها گفته بودند خنده کار اطفال است و گریه مال رعیت . اغامحمد خان صاحب این تخت شهر کرمان را خراب کرد و ما گریه نکردیم . حالا گریه می کنیم که عرض حسابی داریم و شما خنده می کنید .
و یک روز دیگر سیل بزرگتری امد و به شاه و دربار او هیچگونه تخفیفی نداد ! میرزارضای کرمانی در صحن شاه عبدالعظیم به ضرب ششلولی ناصرالدین شاه را از پای دراورد .
اه دل مظلوم به سوهان ماند گر خود نبرد برنده را تیز کند
باری قصد غرض اینکه خوب نیست کسی به لهجه کسی بخندد حتی اگر نایب السلطنه باشد .....
اگر خنده کنی ور کله قندم شوم میرزارضا نیقات دبندم
